![]() |
![]() |
|
| اینجا همون جاییه که می تونم حرفای دلمو راحت توش بزنم... |
|
دیشب با خانواده رفته بودیم پارک ارم...اگه نسبت به پارک های اروپایی بسنجمش ..خیلی سطح پایین تره و ایمنی کمتری ممکنه داشته باشه.اما با این وجود بازهم در اون هیجان زیادی جریان داره...طوری که آدم وقتی میره اونجا دلش می خواد همه وسیله هارو سوار بشه...اصلا خود مردم این هیجانو ایجاد می کنن..وقتی اون پایینی و می بینی همه اون بالا دارن جیغ می کشن و لذت می برن..ناخودآگاه تو هم دلت می خواد بری یکی از اونارو سوار شی..بگذریم..هر کسی پارک نمی ره..خیلی ها توانایی همین پارک ساده رو هم ندارن چه برسه به مسافرت و گردش های آنچنانی ...اونوقت در مقابل این گروه هستن آدمایی که پارک ارم رو اصلا پارک حساب نمی کنن...اند بی کلاسیشون دیزنی لنده!
اما حرف اینجاس که ما ایرونیا با توجه به شرایط و اقتصادی که داریم نسبت به ملت های اروپایی و حتی آسیایی خیلی خیلی کمتر تفریح می کنیم...دلایل زیادی هم داره و همه، اون دلایلو می دونن...ولی می خوام بگم وجود همین تفریحاته که به زندگی آدم نشاط می ده..مثل پارکها،رستورانها(که با توجه به شزایط اقتصادی خیلیا دورشو خط کشیدن)،سینما،حتی مهمونی های خانوادگی(که ما ها خومون با تشریفاتی که بهشون اضافه کردیم نشاط و لذت رو ازشون گرفتیم)..همینان که آدمو شاد نگه میدارن...میگم البته الآن دیگه وضعیت فرق کرده..مردم دیگه با خودشونم راحت نیستند...ترجیح میدن حساب بانکیه پری داشته باشن تا اینکه بخوان دله خودشونو حتی برای چند ساعت شاد کنن... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 17:50 توسط رنگین کمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یه دختر فوق العده نوع دوست و دل نازک...که متولد ماه آذره...می خواد حرفاشو روراس اینجا بزنه...اسمشو نییگه که راحتتر حرف بزنه...
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 |
| پیوندها |
|
بیوگرافی رابطه |
|
RSS
|